سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

521

تاريخ ايران ( فارسى )

سوهاموس « 1 » پادشاه سابق را كه به روم گريخته بود باز دعوت كرده و بر تخت نشاند و بار ديگر امور ارمنستان به وضع سابق خود برگشت . كاسيوس به اينقدر اكتفا نكرده در تقليد از كارهاى تراژان و اينكه در جاه‌طلبى با او همسرى كرده باشد داخل قلمرو پارت گرديد ، او به بابل رفت و در عرض راه فتح ديگرى نمود . سلوكيه را كه دژ يونانى شرقى بود و همچنين تيسفون را گرفته غارت و ويران نمود . از آنجا از همان راه تاريخى به سرزمين ماد رانده و از اين پيشرفت بر تراژان از كارهائى كه كرده بود تفوق پيدا نمود . در اينوقت طاعون هولناكى شيوع يافت و آن باعث عقب‌نشينى سپاهيان روم گرديد . اما بين النهرين غربى كه نصيبين كرسى آن بوده در تصرف روم باقيماند . بالاخره اين جنك به جهانيان معلوم داشت كه دولت پارت از حالا همپايهء امپراتورى روم نيست . جنگهاى سوروس « 2 » 2 در شرق 194 - 197 ميلادى بلاش سوم با حال ناكامى در سال 191 از دنيا رفت . بلاش چهارم جانشين او بر تخت نشست . دولت روم پس از مرگ پرتىناكس « 3 » گرفتار جنك داخلى شده و مدعيانى چند از هرطرف سربلند نموده كشور را دچار تجزيه و تقسيم نمودند . لژيون‌هاى رومى كه در سوريه بودند پسينوس نيگر « 4 » را امپراطور شناختند ، بلاش در ابتدا معلوم مىشود كه سفيرى به نزد او فرستاده در ضمن تبريك و تهنيت اظهار داشت كه اگر لازم باشد قشونى از پارت بمدد او به‌فرستد ، سلاطين دست‌نشاندهء او نيز از وى پيروى نموده همين درخواست را نمودند ، ليكن وقتى خبر رسيد كه سوروس را در روم به امپراطورى شناخته‌اند بلاش مردد شده در اجراى وعدهء خود از روى احتياط تعلل روا داشت و در عين‌حال يك سياست دو پهلوئى را تعقيب نموده به سلطان دست‌نشاندهء هاترا اجازه داد كه لشكرى از تيراندازان زبدهء خود را به مدد مدعى شامى بفرستد . در سال 194 بين النهرين غربى از جنك داخلى روم استفاده كرده پرچم طغيان برافراشت و دستجات روم را كه در آن نواحى بودند نابود ساخت ، هرچند نصيبين كه پادگان خيلى قوى و نيرومند داشت از سقوط محفوظ ماند . سوروس كه از مدعيان بسيار لايق براى امپراطورى روم بود نيگر را شكست داده

--> ( 1 ) - Sohaemus . ( 2 ) - Severus . ( 3 ) - Pertinaxe . ( 4 ) - Pescinnus Niger .